از خانه...

تو خونی ایم و روز جمعه است و استراحت

باید بگم همه چی خوبه حتی عالیه در این وانفسای کاری بهترین کاری رو که ارزوش رو داشتم دارم

تازه خیلی زودتر از موعد قراردادم رو بیمه ای کردن بعداز یک و نیم ماه!!!!

در کارم واقعا موفق هستم

مامان اینا  بعداز 20 سال بالاخره جابجاشدن و خونشون در یه منطقه عالیه و همه چیز مرتبه!!!

تنها چیزی که نمیذاره شاد باشم اینه که چرا حتی یه خبر خوب از سفارت نیس تا کی بلاتکلیفی تا کی

مثل مهمونا و بصورت موقت زندگی کردن انگار که تو سفریم ما الان باید مدیکالمون تو دستمون میبود در

حالیکه اصلا امید نداریم 6 ماه دیگم مدیکالی بیاد یا نه؟؟؟!!

بچه ها تورو خدا دعا کنید...

همینجوری...

دلم گرفت یه ایمیل خوندم از مهاجران کانادا که توش میگفت که رسیدگی به پرونده ها

شاید سالها طول بکشه!!!!

همینجوریشم کلی دمق بودم بخاطر این وضعیت...

راستی راستی چیکار باید کرد ؟؟؟

ما مدتهاست که در کنار کار و تلاش شبانه روزی زندگیمونو هولد نگه داشتیم اخه تا کی

اگر چه سر کارمون رو میریم خونه خریدیم وووو انگار که قرار نیس بریم

اما در جزییات رفتن خیلی رو ذندگیمون اثر داشته حالا فرض کنید قرار باشه یه سال

دو سال...دیگه ام صبر کنیم؟؟!!!

غیر قابل تحمله!!!!

کمترینش بچه دار شدنه؟؟!!!

ما برناممون واسه دو سه سال دیگه بود؟؟!!ما حالا کی میدونه تا کی باید تو صف انتظار بود؟؟!!

راستی که بلاتکلیفی خیلی سخته؟؟!!

من از هیچ جایی هم خبری از مدیکالا ندارم تورو خدا اگه خبری دارید به منم بگید؟؟!!