شمارش معکوس

سلام

روزی که گذشت یعنی ۲۸ شهرویور ماه ۹۲ برابر با ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۳ رو هرگز فراموش نمیکنم.

اونقد هیجانزدم که اینوقت شب یا بهتره بگم ۳ بامداد هنوز خوابم نمیبره...

امروز دل به دریا زدم و یه ایمیل خیلی کوتاه با مضمون فقط بگید اخه مشکل پرونده ما چیه که هنوز

مدیکالمون نیومده به سفارت فرستادم حدود ۵.۳۰ عصر حدود ۸ شب با  نا امیدی  در حالیکه داشتم

حاضر میشدم بریم بیرون به رزین گفتم میشه لطفا جی میلتو چک کنی؟؟؟

اونم با اکراه رفت سراغ جی میل و گفت جواب دادن خیلی عادی هردومون فک کردیم همون جواب اتوماته

دیدم نه اون نیست بش گفتم ببین اتچ داره گفت نه صبر کن بخونم منم گفتم نه برو پایین پیج رو نیگاه کن.

یهو دیدم اون وسطا نوشته سر قرارتون باید اینارو بیارید گفتم این مدیکالههههه مدیکاله ....

اومدیم پایین پیج دیدم اره دوتا اتچ داره خلاصه داستانی بود. همینجور داشتم اشک میریختم با یه حالی

اصلا باور نمیکردم رزین اروم بود اونم باور نمیکرد.

بعد تازه رزین دید یه ایمیل دیگم زدن و تو اون از ایمیلمون تشکر کردن و گفتن ما ۲۰ اگست براتون

مدیکال فرستادیم اما حالا برا بار دوم میفرستیم؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

یعنی تصور کنید تمام این یه ماه که من با اشک و اه چشمم به این مانیتور خشک شده بود

مدیکال ما به یه ادرس اشتباه رفته بوده؟؟!!!!

و تازه فک کنید اگه من ایمیل نمیزدم چی میشد؟؟؟؟

حتی نمیخوام دیگه یه لحظه هم به اونروزای برزخ و انتظار و بیخبری برگردم حتی برا یه لحظه...

خوب اینم از قصه ما و مدیکال ما برامون خیلی دعا کنید خیلی نیاز دارم که بقیش به خیر و خوشی

بگذره و همینطور برا شمام زود زود خبرای خوش برسه و هممون به خیر و خوشی و با موفقیت

تو کانادا جا بیفتیم و کار پیدا کنیم و خلاصه راضی باشیم ازینهمه انرژی که واسه این مهاجرت گذاشتیم.

اصلا خوابم نمیاددددد

کلی هیجان دارم تازه شروع شده کلی کار هست که باید انجام بدیم.

به دعاتون احتیاج دارم

ممنون از همگیتون که دلواپسم بودید و برام دعا کردین.

کار سخت رو از همینجا شروع کردم...

جند وقته کار سخت تابلو رو شروع کردم یه کار سنگین برا یه خانوم

برا یه مهندس

اما دوس دارم از همینجا شروع کنم اونوقت اونجا برام خیلی کمتر سخته اگرچه اینجام به لحاظ سختی

فیزیکی و محیط ساختمونی و غیره سخته و خود کار برام لذت بخشه

اینو جدی میگم من کار مرتبط با رشته ام و ژویا رو دوس دارم کار پشت میزی صرف

و تکراری رو دوس ندارم

البته کار طراحی فیدر های ال وی رو دوست داشتم چون پویا بود و کلی چیز یاد میگرفتم اما واقعا پشت میز

نشتستنش برام سخت بود حالا به دلایلی کلا باید به دلایلی سابقه کار تابلو و ساختمون

پیدا میکردم برق ساختمون صنعتی تابلو و..

و شروع کردم شکرررر

اما سفارت باز رفته تو کما و اون یکی دوتا مدیکالم مال ۲۰۱۳ های دیمنده؟؟؟!!!!!

مام که کلا این وسط شلغمیم قارچیم نمیدونم چی هستیم؟؟؟

تا خدا چی بخواد؟

موفق و شاد باشید

 

نگاهی دیگر

سلام

امروز جمعه است و رزین هم که کلا چند ماهی میشه واسه کار کردن ساعت و روز و شب و جمعه شنبه

نمیشناسه و سر کاره و من تنهام.البته به تنهایی عادت کردم و خیلی خوبه اما خوب بعضی وقتام

کار کردن زیادش یکمی رو اعصابه.

بگذریم حتما میدونید تقریبا همه ۲۰۱۰ ها مدیکال گرفتن بغیر از یه عده معدود از جمله ما

اما الان نیومدم اینجا قر یا قر بزنم و...

امروز حرفم یه چیز دیگه است اینروزا یکمی بیشتر از قبل نگرانم

اینکه مثلا چی میشه مساله کار ژیدا کردن هزینه ها نگرانی ها دلتنگی ها؟؟؟!!!

شان اجتماعی کار سخت؟؟!!!

یعنی ما میتونیم از ژسش بر بیایم؟

نکنه بریم برگردیم و کل زندگی و زحمتا و وقت و هزینه هامون هدر بره؟؟؟

حالا اصلا مردم و حرف مردم و بی خیال خودمون عمرمون جوونیمون؟؟؟؟؟؟/

یه وبلاگی خوندم و ازونجا فهمیدم یکی از وبلاگایی که میخوندم مدتهاست برگشته ایران البته

 تو ولاگش اینو عنوان نکرده و پست جدید نذاشته.

نمیدونم فکرم اینروزا خیلی به مقوله کار پیدا کردن اونجا و کلا جا افتادن در کانادا مشغوله

خیلی بیشتر از قبل.

نمیدونم نکنه خیلی بیشتر از تصورم سخت باشه.

میدونید من تو کار اینجا اصلا شانس نیاوردم تصورمم از کانادا اصلا کار حتما تخصصی نیست

اونم ابتدای ورود.قصدم همیشه این بود از کارای سطح پایین شروع کنم

تا کمکم اگه شد برم تو زمینه کاری خودم بعد از گرفتن لایسنسای لازم.

اما نمیدونم رزین هم با این مسایل کنار میاد یا نه؟

تازه اون زبانش خوب نیست!!!!

البته من خیلی بهش اعتماد دارم خیلی تو کار ماشالههه عالیه فک کنم بتونه خودشو اونجام نشون بده.

البته اینا همش حرفه ما نرفتیم و ندیدیم و تجربه نکردیم!!!!

نکنه خودم نتونم با کارای سطح پایین و غیره کنار بیام؟؟

اما اونچه من از کانادا میخوام و انتظار دارم و با این خیال دارم میرم کار و ژول نیست...

اون همون چیزیه که تا حالا از همه دیدم شنیدم و همه به اون اعتراف کردن

اگه اینم نباشه و درست از اب در نیاد دیگه برام کانادا غیر قابل تحمل میشه

ارامش احساس امنیت اهمیت دادن به حقوق انسانی ازادی فردی و اجتماعی

اینو همه بهش اعتراف کردن خیلی ها گفتن به حال خودشون که نصف عمرشون رو  در اینجا تلف

کردن تاسف خوردن و خیلی خیلی از مهاجرتشون ازین لحاظ راضی بودن.

نمیدونم من قراره با چی روبرو بشم اما یه چیزو قول میدم همه چیزو بیام بگم

لااقل اونچه در اون لحظه در اون زمان خاص به نظرم واقعی میاد و حسش میکنم

از شرایط کاری و مالی و همه چیزو قول میدم بنوویسم که البته خیلی ها اینکارو کردن و بمن در تصمیم گیری

کمک کردن و من ازشون ممنونم.

منو کمی ترسوندن گاهی امیدوارم کردن راهنمایی کردن از همتون ممنونم...

به امید موفقیت همه مهاجران عزیز که با زحمت و تلاش سعی دارن به کمترین حقوق خودشون برسن

هر ادمی یه بار به دنیا میاد و یه بار زندگی میکنه.

یک تجربه به نقل از یکی از خوانندگان وبلاگ واقعا میتونه مفید باشه...

 

سلام دوباره،و اما معجزه ما توی مرحله آپدیت:
ما 2 هفته مونده به پایان زمان 60 روزه مدارک رو دادیم به پست DHL که ببره پاریس، ، آخرین روز دیدم زده به سفارت کانادا توی آنکارا! تحویل داده شده است!رفتم DHL ، گفتن همه چیز پاریس قید شده اما اشتباه توی امارات، باعث شده بره آنکارا، پیگیری میکنیم. بعد از 2 روز گفتن که DHL ترکیه 3 بار رفته سفارت و حتی طرفو آدم حساب نکردن که بهش جواب بدن!! و بهش گفتن اصلا و ابدا نه بهت جواب میدیم و نه حتی یه ورق کاغذ از سفارت بیرون میاد.مسئولای DHL گفتن مدارکو دوباره بفرستید که بفرستیم پاریس، من هم گفتم نمیشه، اصل رسید پولو دادیم و کپی رو سفارت قبول نمیکنه، تازه مدارک پلیس هم 2 روزه نمیاد تا ترجمه بشه و بفرستیم.به سفارت پاریس ایمیل زدم که آقا شما پیگیری کنید و تحویل بگیرید از آنکارا. اونها هم خیلی محترمانه گفتن این مسوئلیت شماست و ما اصلا و ابدا حتی ایمیل هم نمیزنیم. DHL هم یه نامه برای پاریس فرستاد که بابا این بنده خدا مقصر نیست و ما اشتباه کردیم، اونها هم در جواب DHL یه میل بهم زدن و گفتن به ما ربطی نداره، اگه توی زمان مقرر مدارک نیاد پرونده باطل میشه!
یعنی حسابشو بکن 4 سال انتظار، 4 سال بلاتکلیفی و از همه مهمتر آینده خودتو خونوادت بخاطر اشتباه 1 ع رب ........ اماراتی( من عاشق عربهای خونگرم و با صفای ایران هستم ولی با اماراتیها خیلی مشکل دارم، مخصوصا از این به بعد) به همین راحتی از دست دادی. حالا معجزه خدای بزرگو ببین:
5 روز مونده به پایان زمان ما، از DHL ایران بهم زنگ زدن که یکی از مدیران ما یه دوستی توی سفارت ترکیه توی تهران داره، شاید کاری بتونه بکنه،بعد از مکاتبه این خانم، سفارت مدارکو به DHL آنکارا تحویل میده و دقیقا مدارک ما آخرین روز 60 روز و توی دقیقه های آخر تعطیلی سفارت تحویل میشه .یعنی وقتی خانومه پشت تلفن گفت اقا مدارکتون رسید دستمون و تحویل دادیم به سفارت نمیدونید چه حالی داشتم
این 1 معجزه بود برای من شاید خدای بزرگ با این کارش خواست به ما بفهمونه که باباجون، بنده من، تو فکر میکنی من تورو فراموش کردم،نه، من همیشه کنارتم، البته اگه منو ببینی
خدای بزرگ میدونه چه چیزی رو چجوری،کجا و چه وقت به ما بده که بهترین برای ما باشه، البته اگه خودمون اینوبفهمیم
زیاد نوشتم
شاد باشید