سالگرد

۲۱ فروردین ۸۶ رفتم ب و با دیدن نمره مخابرات و فهمیدن اینکه مخابرات پاس کردم برگشتم م

وقتی رسیدم خونه اولین جمله ای که گفتم این بود بالاخره مهندس شدم...

اولین بار با اطمینان گفتم مهندس شدم به مامان و بابا...

شاید مهندس شدن واسه خیلی ها اصلا نه زحمتی داشت نه مهم بود اما واسه من

از ازدواجم با عشقم هم مهمتر بود امروز سالگرد اونروز رو بیاد میارم با اشک...

یکی بمن بگه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یکی بمن بگه چطور؟؟؟؟؟؟؟

یکی بمن بگه من خوابم؟؟؟؟؟؟؟

یکی بمن بگه این حقمه!!!!!!

یکی بمن بگه یادم میره درس میشه....

حت واسه یه مرده هم دعا میکنن حتی واسه مرده ها هم خیرات میکنن

منو از دعاتون فاموش نکنید...

همیشه واسه همه همه همه خیر خواستم هیچوقت حسادت نکردم

هیچوقت بد نخواستم حتی واسه بدترین دشمنام اما

تو زندگی فقط بد دیدم هیچکس خیرخواهم نبود هیچکس همه واسم بد خواستن

همه حسادت کردن بمن نخندید اینا عین واقعیته....

ارزوی مرگ

تا حالا شده ارزوی مرگ کنید؟

خدا هیچوقت اینو واستون نخواد.....هیچوقت

منظورم ارزوی لحظه ای نیس منظورم واقعیه

مرگ چیزی بود که هیچوقت درکش نکردم همیشه ازش میترسیدم چه واسه خودم چه واسه دیگران

اما حالا ارزوشو دارم از ته دل میگم چون هیچ چیزی دیگه مشکل منو حل نمیکنه مگه معجزه خدا

اونم که ....

همیشه رابطه خوبی با خدا داشتم اما الان فقط بنده و خدا است...

اسفند نود تموم شد و نود و یک هم اومد زندگی من همون ۱۷ اسفند نود  تموم شد

من دیگه زندگی نمیکنم اینا خاطرات یک روح سرگردانه...

اینجا دیگه ازون کیت که شما میشناختید خبری نیس اون مرد و ارزوهاشو به گور برد...

لاتری

بچه ها لاتری کسی هس قبول شده باشه خبر ندارین روندش چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟

لطفا همکاری کنید؟؟؟؟؟؟؟؟یه ایمیل برامون اومده اصلا بش نمیاد ازین قلابی ها باشه اما ما کانفیرم نامبرمونو گم کردیم نمیدونیم چجوری مطمین شیم