ماجرای ما 3
خیلی وقته ادامه ماجرامون رو ننوشتم تو این مدت خیلی وبلاگارو خوندم هیچکسو به
اندازه خودمون ندیدم که در واقع بی هیچ کمک یا راهنمایی اقدام کرده باشه!!!
الان ماشاالله بچه ها قبل از تصمیم گیری همه جوانبو میسنجن خوبم هس نه که بده اما
ما ابدا اطلاعی از این همه وبلاگ و اطلاعات و راهنمایی ها ی خوب نداشتیم.
رزین هم یه سره تو شرکت پای اینترنت پر سرعت بود...شاید ما اونقدر گرفتاری داشتیم که..
شایدم قضیه رو تا این حد جدی نگرفته بودیم.. شایدم خواست خدا بود نمیدونم؟
بهرحال میگفتم: چند روزی میشد که رزین خبردار شده بود م ش رو گرفتن و به من نگفته بود
اوناهام گیر داده بودن که نه تو هم بیا شکایت کن و حداقل یه بخشی از پولتو پس بگیر
میخواستن تعداد خودشونو زیاد کنن دلشون که واسه ما نسوخته بود تلفن پشت تلفن ب
الاخره رزین به من گفت فقط خدا میدونه که چه حالی شدم یه شعله کوچیکی تو دلم روشن بود
کم سو اما همون تمام امیدم بود اونم خاموش شد یه چیزی ته دلم فرو ریخت.
یکمی که خودمو جمع و جور کردم و به خودم اومدم گفتم نه اون که واسه ما پذیرش گرفته
خیلی هم با ما خوب برخورد کرده تا حالا !به ما چه مربوط با اونا چیکار کرده؟
نه ما شکایت نمیکنیم!رزین گفت اینا میگن پذیرشت قلابیه گفتم از کجا معلوم اونا راس میگن
گفت اخه همه چیو دروغ گفته گفته من فوق لیسانس دارم از کبک این تا حالا پاشو از..
(اشاره به شهرمون)هم بیرون نذاشته!هر چی گفته دروغه!!!
گفتم بهر حال اینا دلیل نمیشه مام شکایت کنیم واسه شکایت هیچوقت دیر نیس بذا اونا
شکایت کنن ببینیم به کجا میرسن الکی م ش رو از خودمون عصبی نکنیم بعد اگه واقعا کلکی
تو کار بود اونوقت مام یه کاری میکنیم.
رزین میگفت اینا حتی شرکتشون تاریخ مجوزش گذشته و..گفتم کلی از شرکتهای فعال
همینطوری ان ما چیکار داریم به اینکارا مهم هدف ماس کار واسه ما انجام بدن به ما چه
که نرفتن پول بدن و اعتبارشونو تمدید کنن؟!!
خلاصه هرچی رزین گفت من با تمام توان مقاومت کردمو گفتم نه شکایت نکن همین امیدمونم
بر باد میره از طرفی هم چون خیلیها اصلا خبر از اقداممون نداشتن یعنی نمیخواستیم خبر دار
باشن و همین الان هم که قبول شدیم فقط 7 8 نفر از نزدیکان میدونن مثه خواهرهام و برادرم
و دو سه نفر از دوستان خیلی صمیمی این بود که نمیتونستیم از کسی کمک یا مشورت بگیریم.
قرار شد یه جا این اقایون شاکی رو ببینیم البته رزین دیده بود و من نه!
اونجا اونا همین حرفها رو زدن که قبلا هم به رزین گفته بودن.من منطق درستی واقعا تو حرفاشون
ندیدم ته حرفاشون این بود که فلان جا فلان کس این کارو یعنی اخذ پذیرش رو با 500 تومن انجام
میده!خوب مگه زورکی بود میخواستی نیای قرارداد ببندی؟؟!!
نهایت اینا شکایت کردن اما رزین رفته بود کلی هم دلگرمی به م ش داده بود اما گفته بود من شاکی
نیستم من هنوزم دقیق نمیدونم اوناها چیکارا کردن به کجا رسیدن و ...اما میدونم هنوزم بعد از گذشت
دوسال در کش و غوث یا قوسن(یا هر چی)و م ش همچنان درگیره و همین اواخرم یکی ازونا بعد از چند
ماه از قبولیه ما زنگ زده که اره بیا فلان کن فلون کن اخر حرفاش که رسیده رزین گفته اما اقا ما که
واسمون نامه مصاحبه هم اومد ما که کارمون انجام شد دروغی در کار نبود اونم گفته جدی میگی؟؟؟
رزین هم گفته اره ما قبول شدیم خودتون حسابشو بکنین که اون چه حالی شده؟؟نمیدونم چرا بعضی
ها به جای اینکه دنبال موفقیت خودشون باشن یا دنبال کله پا کردن دیگرانن یا دنبال اینکه بقیه رو تو
عدم موفقیت خودشون مقصر بدونن!!!
اینا که میگم قصه نیس واقعیته سر 1 میلیون اینور اونور 2 سال بیشتره که داره هم خودش میدووه هم
م ش رو از کار و کاسبی انداخته!!!والله خدا عالمه.